به گزارش کانی پرس؛ بشر از عصر سنگی تا به امروز در تلاش است که دنیای بهتر با تسهیلات بیشتری را برای خود و همونوعانش به ارمغان آورد، برای این منظور نیاز به تسلط مثبت بر طبیعت دارد. بدیهی است، طبیعت مادی پیچدگی های خود را دارد، و به خدمت گرفتن نیروهای فوالعاده آن بدونه […]

به گزارش کانی پرس؛ بشر از عصر سنگی تا به امروز در تلاش است که دنیای بهتر با تسهیلات بیشتری را برای خود و همونوعانش به ارمغان آورد، برای این منظور نیاز به تسلط مثبت بر طبیعت دارد. بدیهی است، طبیعت مادی پیچدگی های خود را دارد، و به خدمت گرفتن نیروهای فوالعاده آن بدونه دانش تجربی و علمی امکانپذیر نمی باشد. لاجرم نیاز به آموزش همگانی و سیستماتیک از ملزومات جامعه بشری در طول تاریخ بوده است که خوشبختانه جوامع تاکنونی اهتمام بی پایانی را بر آموزش نسل های انسانی گذاشته اند. اگر چنین نبود، هنوز هم وبا و طاعون هرز آگاهی نصف جامعه را به کام مرگ می کشید و کودکان معصوم ما با یک بیماری ساده پرپر می شدند.

در دهه های اول بعد از جنگ جهانی دوم هنگامی روسها اولین قمر مصنوعی را به هوا پرتاب کردند، رقیبانشان دروس پایه ای نوجوانان دبیرستان را بازنگری و پردازش نمودند تا بلکه از ترقی و تعالی وا نمانند.
امروز اکثر کشورهای متعارف جهان اعم از توسعه یافته و در حال توسعه، سیستم های آموزشی شان گرایش بسوی بهسازی و استاندارد سازی مکان های آموزشی دارد. برای آموزشگاهها فضای سبز، سلف سرویس، سالن اجتماعات و ورزشگاه ساخته اند. شادی، نشاط، تغذیه و بهداشت را در مدارس تأمین نموده اند و مضافا دانش آموزان مستقل از اینکه از کدام طبقه اجتماعی و نڑادی هستند، از این استاندارد ها برخودار هستند.
هر چند فکت های مذکور بخش کوچکی از عدالت اجتماعی و برابری است، اما در نوع خود اقدامات رو به جلو و خوشایند بشریت متمدن است.
خرد پیشگی در سیستم آموزشی ممالک مترقی توانسته است، پیش شرط های یک جامعه علمی، تکنیکی، اخلاقی و فرهنگی را فراهم سازد. محصول چنین سیستمی، چیزی جز مسئولیت پذیری، تشریک مساعی و دگراندیشی اجتماعی نیست. فلذا جای رانت، اختلاس، مفت خوری و زیاده خواهی را، جانفشانی در فعالیت های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی می گیرد که در نتیجه آن سعادت بدیل آسیب اجتماعی و فقر و محرومیت می شود. با این وصف بخشی از تجلیگاه یک جامعه انسانی تأمین میشود.

اما اینجا روایت دیگری در آموشگاهها حاکم است. در اینجا بجای علوم پایه، دروس دیگری را موجه تر جلوه داده اند، تا فرزندان از تعالی وا بمانند. در این جا، در حالیکه مدارس سیستم ضد لرزه ای ندارند خبری از بهسازی و استاندارد سازی نیست، خبری از نشاط و شادی نیست، در اینجا ایدئولوڑی دخیل تربیت شده، دیگر از خرد تصویری نیست.
در اینجا فضای محقرگون آموزشی را تجاری سازی میکنند تا آخرین رمق های فرهنگی را نیز از جامعه بگیرند.
آنچه اکنون در شهر بوکان، مردم، فعالین اجتماعی و فرهنگی و مدرسان را به تعجب وا داشته است، اقدامات اخیر مدیریت آموزش و پرورش است که قریب به یقین با حمایت نمایندگی و مسئولین شهر صورت می پذیرد. روشن است تجاری سازی مدارس به تنهایی ابتکار عمل و محصول خوش فکری عالیجنابان شهر( دامه برکاته) نیست، ابتدا در مرکز استانها تخریب مدارس گلنگ زنی می شود، بعد در شهرستانها دنباله روی میشود، اما نکته اینجاست در شهر های مجاور تعرض به فضاهای آموزشی به همین سادگی امکان پذیر نبوده و نخواهد بود. چرا که تجاری سازی فضای آموزشی نیاز به تغیر کاربری دارد که خود مستلزم بروکراسی طویل و طاقت فرسا است و موافقت دوایر ذیربط را می طلبد.
به این اعنبار، میتوان گفت، مدیریت شهر ما بیشتر هر زمانی، در تمام سطوح دچار انفعال شده است، اگر برای متحول کردن این مدیریت وامانده نجنبیم، شاهد خسارتهای جدی تر بر شهرمان خواهیم بود.

اکنون سوال کلیدی اینجاست، به رغم این همه رنج و نگرانی در زمینه آموزش فرزندانمان، درد اخیر (تجاری سازی مدارس) را نیز تحمل نماییم؟ یا اینکه نظر به درجه بالای فرهیختگی این جامعه، عقلیت کڑدار و مریض را به چالش بکشیم؟

علی مرادی عضو انجمن محیط زیست ولات بوکان